| AAD | |
|
|
|
|
|
|
|
صدا
درست در
جايي كه نبايد ، از دستش در ميرود . شايد هم از قضيه پرت ميافتد . قضيهي پوست
كندن .
ابتدا چرخيدنهايي به دور خود . و بعد جدا شدن از ميان چنگهاي
ناخني تيز . براي فرار يا گمشدن . فقط غرق شدن در غلتهاي شخصي در برابر نگاه
ديگران . نگاههايي خيره و منتظر .
درست جايي كه نبايد ، چرخشها تمام ميشود . موزاييكها به سرعت
پشت سر ميمانند ، بهجز آخري .
حالا بايد به ديگران نگاه كند . آرام خيره ميشود .
درست جايي كه هيچكس انتظار چيزي جز شنيدن ندارد ، درسدادن قطع
ميشود . لرزش شيشههاي لق توي قاب پنجره
... تپش قلب بچهها
... فوتكردن
فتيلههاي ريز و درشت پاككن از روي ورقه
... به چپ و راست چرخاندن
شاخك سوسك روي ديوار ... قژقژ لولاي در نيمهباز
... شايد حتا صداي گوينده از
ميكروفوني كه هواي سالن را مرتعش ميكرد
... جنگ ميان اعراب و اسراييل
...
اتفاق لحظهاي مكث ميكند .
همهچيز آنطور كه نبايد ، دوباره در زمان ، شروع به رفتن
ميكند .
يكي از ميان جمع با صدايي مردد : حدس ميزنم اينجا صحبت سر
پرتغالي نيمپوستشده بود . و بعد چيزي نميشنود . ادامه ميدهد : فقط همين .
|
|